تبليغاتX
نفخ صور -
آواز تو ارمغان نفخ صور است ××× زان قوَِت و قوت هر دل رنجور است
قاصدک خوش خبر باشی...

قاصدک!هان چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی،اما،اما

گرد بام و در من بی ثمر می گردی.

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری ، باری

برو آن جا که بود چشمی و گوشی با کس،

برو آن جا که تو را منتظرند.

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند.

دست بردار از این در وطن خویش غریب.

قاصد تجربه های همه تلخ،

با دلم می گوید:

که دروغی تو دروغ،

که فریبی تو فریب.

قاصدک!هان، ولی...آخر...ای وای!

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام،آی!کجا رفتی؟آی...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی ـ طمع شعله نمی بندم ـ خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند...

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:5  توسط <-... |